استراتژی رشد چیست و چه تفاوتی با مدل رشد دارد؟

وقتی یک کسب‌وکار تصمیم می‌گیرد رشد کند، معمولاً خیلی سریع سراغ اقدام می‌رود: تبلیغات بیشتر، نیروی فروش بیشتر، محصول جدید، بازار جدید یا شعبه جدید. اما قبل از اقدام، یک سؤال مهم‌تر وجود دارد: قرار است دقیقاً از چه مسیری رشد کنیم؟ اینجاست که مفهوم «استراتژی رشد» اهمیت پیدا می‌کند. استراتژی رشد فقط یک هدف مانند «افزایش فروش» نیست و با «مدل رشد» نیز تفاوت دارد. برای اینکه بتوانیم رشد را مدیریت کنیم، باید این سه مفهوم را از هم جدا کنیم:

 

هدف رشد → مدل رشد → استراتژی رشد

 

 

استراتژی رشد چیست؟

استراتژی رشد مجموعه‌ای از انتخاب‌های آگاهانه درباره جهت، بازار، مشتری، مزیت و مسیر دستیابی به رشد است.

به زبان ساده: استراتژی رشد مشخص می‌کند کسب‌وکار کجا و چگونه می‌خواهد رشد کند و برای رسیدن به آن، روی چه انتخاب‌هایی تمرکز خواهد کرد.

«افزایش فروش» هدف است. «رشد از طریق توسعه بازار» مدل رشد است. اما: «ورود به دو صنعت مشخص، با تمرکز بر مشتریان سازمانی متوسط و ارائه یک پیشنهاد تخصصی، از طریق فروش مستقیم و همکاری با شرکای صنعتی» به یک استراتژی رشد نزدیک‌تر است. چون در آن انتخاب‌های مشخصی انجام شده است.

 

تفاوت هدف رشد، مدل رشد و استراتژی رشد

 

برای روشن شدن موضوع، این سه مفهوم را کنار هم ببینیم.

 

مفهوم سؤال اصلی
هدف رشد چقدر و تا چه زمانی می‌خواهیم رشد کنیم؟
مدل رشد رشد از چه موتورهایی می‌تواند ایجاد شود؟
استراتژی رشد کدام مسیر و انتخاب‌ها را برای رسیدن به رشد انتخاب می‌کنیم؟

 

مثلاً:

 

هدف: افزایش درآمد سالانه از ۱۰۰ به ۱۵۰ میلیارد تومان.

 

مدل: توسعه بازار + افزایش فروش به مشتریان فعلی.

 

استراتژی: تمرکز بر دو صنعت مشخص، توسعه مشتریان سازمانی، افزایش فروش خدمات مکمل و استفاده از شبکه شرکای تجاری.

حالا مسیر بسیار شفاف‌تر شده است.

 

 

چرا استراتژی رشد لازم است؟

چون منابع کسب‌وکار محدودند. پول محدود است. زمان محدود است. نیروی انسانی محدود است. ظرفیت مدیریتی محدود است. بنابراین نمی‌توان همزمان در همه بازارها، همه محصولات و همه کانال‌ها رشد کرد.

استراتژی رشد کمک می‌کند مشخص کنیم: روی چه چیزی تمرکز کنیم و روی چه چیزی تمرکز نکنیم. این «انتخاب» بخش مهمی از استراتژی است.

 

استراتژی رشد از کجا شروع می‌شود؟

قبل از طراحی استراتژی رشد، باید وضعیت موجود را بشناسیم. حداقل باید بدانیم: درآمد از کجا ایجاد می‌شود؟ سود از کجا ایجاد می‌شود؟ مشتری اصلی چه کسی است؟ بازار فعلی چه ظرفیتی دارد؟ مزیت رقابتی ما چیست؟ محدودیت اصلی کسب‌وکار کجاست؟ چه قابلیت‌هایی داریم؟ چه قابلیت‌هایی نداریم؟ رقبای اصلی چه می‌کنند؟ بدون این شناخت، استراتژی رشد می‌تواند بیشتر شبیه حدس باشد تا تصمیم.

 

مرحله اول: مسئله رشد را تعریف کنید

هر کسب‌وکاری یک مسئله رشد متفاوت دارد. مثلاً: یک شرکت مشتری دارد اما خرید تکراری پایین است. یک شرکت فروش خوبی دارد اما حاشیه سود پایین است. یک شرکت محصول خوبی دارد اما بازارش کوچک است. یک شرکت بازار مناسبی دارد اما کانال فروش ندارد. یک شرکت به یک مشتری بزرگ وابسته است. یک شرکت ظرفیت تولید دارد اما بازار کافی ندارد. پس قبل از طراحی استراتژی باید بپرسیم: دقیقاً چه چیزی مانع رشد کسب‌وکار شده است؟

 

مرحله دوم: مقصد رشد را مشخص کنید

استراتژی بدون مقصد معنا ندارد. مقصد باید مشخص کند: چه میزان رشد؟ در چه بازه زمانی؟ در چه شاخصی؟ با چه کیفیتی؟ برای مثال: «افزایش درآمد» بسیار کلی است. اما: «افزایش درآمد سالانه ۳۰ درصد طی سه سال، بدون کاهش حاشیه سود» مقصد مشخص‌تری ایجاد می‌کند. در این حالت، رشد فقط به افزایش درآمد محدود نشده و کیفیت رشد نیز مورد توجه قرار گرفته است.

 

مرحله سوم: گزینه‌های رشد را شناسایی کنید

بعد از تعریف مقصد، باید گزینه‌های مختلف را بررسی کنیم. مثلاً:

 

گزینه اول رشد در بازار فعلی.

 

گزینه دوم توسعه بازار.

 

گزینه سوم توسعه محصول.

 

گزینه چهارم توسعه کانال.

 

گزینه پنجم مشارکت استراتژیک.

 

گزینه ششم ورود به بازار بین‌المللی.

 

در این مرحله هنوز انتخاب نکرده‌ایم. فقط فضای انتخاب را ساخته‌ایم.

 

مرحله چهارم: انتخاب استراتژیک انجام دهید

اینجا نقطه‌ای است که مدل رشد به استراتژی رشد تبدیل می‌شود. باید مشخص کنیم: کدام بازار؟ کدام مشتری؟ کدام محصول؟ کدام کانال؟ کدام مزیت؟ کدام جغرافیا؟ کدام قابلیت؟ و مهم‌تر: کدام گزینه‌ها را فعلاً انتخاب نمی‌کنیم؟ استراتژی یعنی انتخاب. اگر همه چیز را انتخاب کنیم، عملاً هیچ اولویتی نداریم.

 

مرحله پنجم: مزیت رقابتی رشد را مشخص کنید

یک سؤال بسیار مهم: چرا مشتری باید در بازار جدید یا توسعه‌یافته ما را انتخاب کند؟ ممکن است پاسخ یکی از این موارد باشد: قیمت؛ کیفیت؛ سرعت؛ تخصص؛ تجربه مشتری؛ دسترسی؛ فناوری؛ شبکه؛ خدمات؛ برند؛ یا ترکیبی از آنها.

استراتژی رشد بدون منطق رقابتی، فقط یک برنامه توسعه بازار است.

 

مرحله ششم: مسیر ورود را طراحی کنید

بعد از انتخاب بازار و مشتری، باید مشخص کنیم چگونه وارد می‌شویم. با فروش مستقیم، نمایندگی، مشارکت، پلتفرم، همکاری با توزیع‌کننده، خرید یا ادغام، صادرات مستقیم، شراکت محلی؛ انتخاب مسیر ورود نیز بخشی از استراتژی رشد است.

 

مرحله هفتم: قابلیت‌های لازم را بسازید

گاهی استراتژی درست است اما سازمان برای اجرای آن آماده نیست. مثلاً تصمیم گرفته‌ایم صادرات را توسعه دهیم. اما: تیم صادرات نداریم؛ فرآیند صادرات نداریم؛ شناخت بازار مقصد نداریم؛ شبکه فروش نداریم؛ استانداردهای لازم را نداریم. در این شرایط، استراتژی رشد به‌تنهایی کافی نیست. باید ابتدا قابلیت اجرای استراتژی ساخته شود.

 

استراتژی رشد و مدل رشد چه تفاوتی دارند؟

می‌توان این تفاوت را بسیار ساده بیان کرد: مدل رشد می‌گوید رشد از چه اهرم‌هایی می‌تواند اتفاق بیفتد. استراتژی رشد مشخص می‌کند کدام اهرم‌ها را، در کجا و چگونه به کار می‌گیریم.

استراتژی، انتخاب مشخص ایجاد می‌کند.

 

استراتژی رشد با برنامه رشد هم یکی نیست

این تفاوت هم بسیار مهم است. استراتژی می‌گوید: چه انتخابی داریم و چرا؟ ولی برنامه می‌گوید: چه کاری، توسط چه کسی، چه زمانی و با چه منابعی انجام شود؟

استراتژی بدون برنامه اجرا نمی‌شود. اما برنامه بدون استراتژی می‌تواند فقط مجموعه‌ای از فعالیت‌ها باشد.

 

یک چارچوب ساده برای طراحی استراتژی رشد

برای هر کسب‌وکار می‌توان این هفت سؤال را مطرح کرد:

 

۱. مقصد ما چیست؟ هدف رشد را مشخص کنیم.

 

۲. مسئله اصلی چیست؟ محدودیت رشد را پیدا کنیم.

 

۳. فرصت کجاست؟ بازار، مشتری، محصول، کانال یا مدل جدید را بررسی کنیم.

 

۴. کدام فرصت را انتخاب می‌کنیم؟ اولویت‌گذاری کنیم.

 

۵. چرا ما؟ مزیت رقابتی را مشخص کنیم.

 

۶. چگونه وارد می‌شویم؟ مدل ورود و مسیر اجرا را طراحی کنیم.

 

۷. چگونه می‌فهمیم موفق شده‌ایم؟ شاخص‌های رشد را تعیین کنیم.

این هفت سؤال می‌تواند یک چارچوب اولیه برای طراحی استراتژی رشد ایجاد کند.

 

استراتژی رشد باید قابل بازنگری باشد

هیچ استراتژی رشدی نباید برای همیشه ثابت فرض شود. بازار تغییر می‌کند. رفتار مشتری تغییر می‌کند. رقبا تغییر می‌کنند. هزینه‌ها تغییر می‌کنند. قوانین تغییر می‌کنند. بنابراین باید در دوره‌های مشخص بررسی کنیم: آیا فرضیات اولیه هنوز درست هستند؟ آیا مسیر انتخاب‌شده نتیجه می‌دهد؟ آیا نیاز به اصلاح داریم؟ گاهی لازم است مسیر را اصلاح کنیم و گاهی حتی تصمیم بگیریم که یک مسیر را متوقف کنیم. این یعنی: استراتژی رشد، تصمیمی برای حرکت است؛ نه تعهدی برای ادامه دادن یک مسیر اشتباه.

 

جمع‌بندی

استراتژی رشد با گفتن «می‌خواهیم رشد کنیم» شروع نمی‌شود. با شناخت مسئله، تعیین مقصد، شناسایی گزینه‌ها و انتخاب یک مسیر مشخص آغاز می‌شود. هدف رشد می‌گوید چه میزان رشد می‌خواهیم. مدل رشد می‌گوید رشد از چه اهرم‌هایی می‌تواند ایجاد شود. استراتژی رشد می‌گوید کدام مسیر را، برای کدام بازار و مشتری، با چه مزیتی و چگونه انتخاب می‌کنیم. و در نهایت: برنامه رشد، این استراتژی را به اقدام تبدیل می‌کند.

پس اگر مدیر می‌گوید: «می‌خواهیم رشد کنیم»، سؤال بعدی باید این باشد: «استراتژی رشد ما دقیقاً چیست؟»

 

کیمیت | کوچینگ بازرگانی و تجارت

رشد با هدف شروع می‌شود؛ با انتخاب مسیر معنا پیدا می‌کند.