چگونه مسیر رشد کسب‌وکار را طراحی کنیم؟

خیلی از مدیران می‌دانند که باید رشد کنند، اما دقیقاً نمی‌دانند از کجا، به کجا و از چه مسیری باید حرکت کنند. وقتی می‌گوییم «باید فروش را بیشتر کنیم»، «باید بازار جدید پیدا کنیم» یا «باید توسعه پیدا کنیم»، هنوز مسیر رشد طراحی نشده است. رشد زمانی قابل مدیریت می‌شود که بدانیم: الان کجا هستیم؟ به کجا می‌خواهیم برسیم؟ چرا باید رشد کنیم؟ و از چه مسیری قرار است به آنجا برسیم؟ به همین دلیل، طراحی مسیر رشد یکی از مهم‌ترین وظایف مدیریتی در یک کسب‌وکار است.

 

مسیر رشد چیست؟

مسیر رشد، مجموعه‌ای از انتخاب‌های به‌هم‌پیوسته است که مشخص می‌کند کسب‌وکار چگونه می‌خواهد از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب برسد. این مسیر می‌تواند از راه‌های مختلفی ساخته شود:

  • افزایش فروش در بازار فعلی
  • توسعه مشتریان
  • ورود به بازار جدید
  • توسعه محصول
  • ایجاد کانال فروش جدید
  • افزایش سهم بازار
  • توسعه جغرافیایی
  • صادرات
  • همکاری و مشارکت تجاری
  • توسعه مدل درآمدی
  • یا ترکیبی از این مسیرها

 

اما نکته مهم این است: رشد، مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده نیست؛ یک مسیر انتخاب‌شده است.

 

مرحله اول: وضعیت موجود را بشناسید

قبل از اینکه برای رشد تصمیم بگیریم، باید بدانیم امروز کجا ایستاده‌ایم. حداقل باید وضعیت این بخش‌ها مشخص باشد:

  • فروش
  • سودآوری
  • مشتریان
  • محصولات و خدمات
  • بازار
  • کانال‌های فروش
  • رقبا
  • ظرفیت عملیاتی
  • منابع انسانی
  • منابع مالی
  • مزیت‌های رقابتی
  • محدودیت‌ها

گاهی کسب‌وکار تصور می‌کند مشکلش کمبود فروش است، در حالی که مشکل اصلی حاشیه سود، محصول، قیمت‌گذاری یا ظرفیت عملیاتی است. پس اولین سؤال مسیر رشد این نیست که: چطور رشد کنیم؟ بلکه: امروز دقیقاً در چه وضعیتی قرار داریم؟

 

مرحله دوم: مقصد رشد را مشخص کنید

«می‌خواهیم رشد کنیم» هدف نیست. هدف رشد باید تا حد امکان مشخص و قابل‌اندازه‌گیری باشد. برای مثال: می‌خواهیم طی سه سال آینده فروش را افزایش دهیم. هنوز مقصد دقیقی نیست. اما: می‌خواهیم طی سه سال آینده سهم درآمد حاصل از بازارهای جدید را به ۳۰ درصد کل درآمد برسانیم. یک مقصد مشخص‌تر است. یا: می‌خواهیم تعداد مشتریان سازمانی را طی دو سال دو برابر کنیم. در این حالت، مقصد قابل‌فهم‌تر شده است. بنابراین: رشد بدون مقصد، فقط حرکت است؛ نه مسیر.

 

مرحله سوم: دلیل رشد را مشخص کنید

این مرحله کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اما بسیار مهم است.

چرا می‌خواهیم رشد کنیم؟ آیا بازار فعلی دیگر ظرفیت کافی ندارد؟ آیا حاشیه سود کاهش یافته؟آیا رقبا در حال توسعه‌اند؟آیا ظرفیت تولید بلااستفاده داریم؟آیا مشتریان جدیدی ایجاد شده‌اند؟آیا می‌خواهیم وابستگی به یک بازار را کاهش دهیم؟

دلیل رشد، روی انتخاب مسیر تأثیر مستقیم دارد.اگر مسئله اصلی کاهش حاشیه سود باشد، افزایش صرف فروش ممکن است راه‌حل مناسبی نباشد.اگر مسئله وابستگی به یک مشتری بزرگ باشد، توسعه مشتریان جدید اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.اگر ظرفیت تولید بلااستفاده باشد، ممکن است مسئله اصلی یافتن بازار مناسب باشد.پس:مسیر رشد باید از مسئله واقعی کسب‌وکار شروع شود.

 

مرحله چهارم: موتور رشد را انتخاب کنید

همه کسب‌وکارها از یک مسیر رشد نمی‌کنند.یکی از مهم‌ترین تصمیم‌ها این است که مشخص کنیم موتور اصلی رشد کسب‌وکار چیست.چهار مسیر رایج عبارت‌اند از:

 

۱. رشد در بازار موجود

فروش بیشتر به مشتریان فعلی یا جذب مشتریان بیشتر در بازار فعلی.

 

۲. توسعه بازار

ورود به بازار، صنعت، منطقه یا گروه مشتری جدید.

 

۳. توسعه محصول

ایجاد محصولات یا خدمات جدید برای مشتریان موجود یا بازارهای جدید.

 

۴. توسعه مدل کسب‌وکار

تغییر یا گسترش شیوه‌ای که کسب‌وکار از طریق آن ارزش ایجاد و درآمد کسب می‌کند.

انتخاب موتور رشد به شرایط کسب‌وکار بستگی دارد.قرار نیست همه مسیرها همزمان انتخاب شوند.

 

مرحله پنجم: گزینه‌های رشد را بسازید

حالا باید چند مسیر احتمالی طراحی کنیم. مثلاً یک شرکت می‌تواند پنج گزینه داشته باشد:

گزینه A: افزایش فروش در بازار فعلی

گزینه B: ورود به بازار جدید

گزینه C: توسعه محصول

گزینه D: ایجاد کانال فروش جدید

گزینه E: ورود به صادرات

در این مرحله هنوز نباید سریعاً یکی را انتخاب کنیم.ابتدا باید گزینه‌ها را بسازیم و بعد آنها را ارزیابی کنیم.

 

مرحله ششم: مسیرها را با معیار مشخص مقایسه کنید

هر فرصت رشد جذاب نیست و هر مسیر رشد برای هر کسب‌وکاری مناسب نیست.برای مقایسه مسیرها می‌توان معیارهایی مانند این موارد را بررسی کرد: اندازه فرصت؛ سودآوری احتمالی؛ تناسب با استراتژی؛ توانمندی فعلی کسب‌وکار؛ سرمایه موردنیاز؛ ریسک؛ سرعت رسیدن به نتیجه؛ پیچیدگی اجرا؛ قابلیت توسعه؛ مزیت رقابتی. این کار کمک می‌کند تصمیم رشد از «حدس» به تصمیم مبتنی بر معیار تبدیل شود.

 

مرحله هفتم: مسیر را مرحله‌بندی کنید

یکی از اشتباهات رایج این است که مدیر می‌گوید: از سال آینده وارد بازار جدید می‌شویم. اما بین تصمیم و نتیجه، ده‌ها اقدام وجود دارد.

یک مسیر رشد بهتر است به مراحل مشخص تقسیم شود:

آماده‌سازی → آزمایش → اعتبارسنجی → ورود → توسعه → مقیاس‌پذیری

رشد به جای یک پروژه مبهم، باید تبدیل به مسیر قابل مدیریت ‌شود.

 

مرحله هشتم: شاخص‌های رشد را تعیین کنید

اگر رشد را اندازه‌گیری نکنیم، نمی‌فهمیم مسیر درست بوده یا نه. اما شاخص رشد فقط فروش نیست. بسته به مسیر انتخاب‌شده می‌توان شاخص‌هایی مانند این موارد داشت: تعداد مشتری جدید؛ نرخ تبدیل؛ متوسط ارزش معامله؛ حاشیه سود؛ سهم بازار؛ درآمد بازار جدید؛ هزینه جذب مشتری؛ نرخ تکرار خرید؛ ارزش طول عمر مشتری؛ تعداد قراردادهای جدید؛ درآمد صادراتی. مهم این است که هر مسیر رشد، شاخص‌های مخصوص خودش را داشته باشد.

 

مرحله نهم: نقطه‌های تصمیم را مشخص کنید

مسیر رشد نباید یک خط مستقیم باشد که از ابتدا تا انتها بدون بازنگری ادامه پیدا کند. باید نقاطی تعریف کنیم که در آنها تصمیم بگیریم: ادامه بدهیم؟ اصلاح کنیم؟ متوقف کنیم؟ مثلاً: اگر یک بازار جدید در مرحله آزمایشی حداقل معیارهای موردنظر را به دست نیاورد، قبل از سرمایه‌گذاری بیشتر باید مسیر بازنگری شود. این همان چیزی است که رشد را از «اصرار بر یک تصمیم» جدا می‌کند.

 

یک مدل ساده برای طراحی مسیر رشد

می‌توان کل فرآیند را در هفت سؤال خلاصه کرد:

۱. کجا هستیم؟ (شناخت وضعیت موجود.)

۲. کجا می‌خواهیم برویم؟ (تعریف مقصد.)

۳. چرا باید رشد کنیم؟ (تعریف مسئله و ضرورت.)

۴. چه مسیرهایی پیش روی ماست؟ (ساخت گزینه‌های رشد.)

۵. کدام مسیر ارزش بررسی بیشتری دارد؟ (ارزیابی و اولویت‌بندی.)

۶. چگونه آن را اجرا کنیم؟ (طراحی برنامه و منابع.)

۷. از کجا بفهمیم درست حرکت می‌کنیم؟ (تعریف شاخص و نقاط بازنگری.)

این هفت سؤال، یک چارچوب ساده اما کاربردی برای طراحی مسیر رشد ایجاد می‌کنند.

رشد با شتاب بیشتر همیشه رشد بهتر نیست.

 

گاهی کسب‌وکار به‌قدری روی رشد تمرکز می‌کند که ظرفیت خودش را فراموش می‌کند. مشتری بیشتر می‌شود، اما عملیات نمی‌تواند پاسخ دهد. فروش افزایش پیدا می‌کند، اما نقدینگی تحت فشار قرار می‌گیرد. سفارش‌ها بیشتر می‌شوند، اما کیفیت کاهش پیدا می‌کند. بازار توسعه پیدا می‌کند، اما تیم مدیریتی آمادگی آن را ندارد. بنابراین باید یک سؤال دیگر هم در مسیر رشد وجود داشته باشد: آیا کسب‌وکار ما ظرفیت این سطح از رشد را دارد؟ اگر پاسخ منفی است، بخشی از مسیر رشد باید به ساخت ظرفیت رشد اختصاص پیدا کند.

مسیر رشد را با اقدام اشتباه نگیریم.

اینکه بگوییم: تبلیغات را افزایش می‌دهیم. نیروی فروش استخدام می‌کنیم. شعبه جدید می‌زنیم. سایت را توسعه می‌دهیم. اینها اقدام هستند؛نه مسیر رشد. مسیر رشد باید ارتباط میان آنها را مشخص کند.

 

جمع‌بندی

طراحی مسیر رشد یعنی تصمیم بگیریم کسب‌وکار از وضعیت فعلی، از چه راهی و با چه منطقی به وضعیت مطلوب برسد. این مسیر باید از شناخت وضعیت موجود شروع شود، به مقصد مشخص برسد، گزینه‌های رشد را بررسی کند، یک مسیر را انتخاب کند و سپس با شاخص و نقطه‌های بازنگری مدیریت شود. در نهایت، سؤال اصلی مدیر نباید فقط این باشد: چطور بیشتر بفروشیم؟ سؤال مهم‌تر این است: برای رسیدن به مقصد موردنظر، چه مسیر رشدی برای کسب‌وکار ما منطقی، قابل‌اجرا و قابل‌اندازه‌گیری است؟

 

کیمیت | کوچینگ بازرگانی و تجارت

رشد اتفاق نمی‌افتد؛ مسیر رشد طراحی می‌شود.