چگونه فرصت‌های توسعه کسب‌وکار را شناسایی کنیم؟

بسیاری از مدیران وقتی می‌خواهند کسب‌وکارشان را توسعه دهند، از خودشان می‌پرسند: چه محصول جدیدی بفروشیم؟ وارد چه بازار جدیدی شویم؟ چطور مشتری بیشتری پیدا کنیم؟ اما سؤال مهم‌تر قبل از همه اینها این است: اصلاً فرصت توسعه کسب‌وکار ما کجاست؟

توسعه کسب‌وکار از اجرای یک ایده شروع نمی‌شود؛ از شناسایی یک فرصت واقعی شروع می‌شود. فرصتی که بتواند برای کسب‌وکار ارزش اقتصادی ایجاد کند، با توانمندی‌های آن تناسب داشته باشد و امکان تبدیل شدن به یک مسیر قابل‌اجرا را داشته باشد.

 

فرصت توسعه کسب‌وکار چیست؟

هر مسئله، نیاز، تغییر یا شکافی در بازار، الزاماً فرصت توسعه نیست. یک فرصت توسعه زمانی شکل می‌گیرد که بتوان میان یک نیاز یا امکان موجود در بازار و توانایی کسب‌وکار برای پاسخ‌گویی به آن، یک رابطه اقتصادی قابل‌اتکا ایجاد کرد. مثلاً: مشتریان یک صنعت نیاز جدیدی پیدا کرده‌اند؛ یک رقیب از بازار خارج شده است؛ یک کانال فروش جدید در حال رشد است؛ یک فناوری هزینه ارائه خدمت را کاهش داده است؛ یا یک بازار خارجی به محصولی که شرکت توان تولید آن را دارد، نیاز پیدا کرده است. همه اینها می‌توانند نشانه فرصت باشند. اما هنوز فرصت قطعی نیستند. باید بررسی شوند.

 

فرصت را از کجا پیدا کنیم؟

برای شناسایی فرصت‌های توسعه، بهتر است فقط به ایده‌های درون سازمان نگاه نکنیم. چهار منبع مهم وجود دارد:

 

۱. مشتری

یکی از بهترین منابع فرصت، مشتری فعلی است. مشتری چه مشکلی دارد که هنوز حل نشده؟ چه چیزی از ما می‌خواهد که ارائه نمی‌کنیم؟ برای چه خدمتی مجبور است به تأمین‌کننده دیگری مراجعه کند؟ کدام بخش از تجربه مشتری برای او دشوار، پرهزینه یا زمان‌بر است؟ گاهی بهترین فرصت توسعه، نه در یک بازار ناشناخته، بلکه در مسئله حل‌نشده مشتری فعلی قرار دارد.

 

۲. بازار

بازار دائماً در حال تغییر است. تغییر در رفتار مشتری، قیمت‌ها، رقبا، قوانین، فناوری، کانال‌های توزیع و شرایط اقتصادی می‌تواند فرصت‌های جدید ایجاد کند. بنابراین مدیر باید فقط نپرسد: بازار امروز چگونه است؟ بلکه بپرسد: بازار در حال تبدیل شدن به چه چیزی است؟ این سؤال، نگاه مدیر را از وضعیت موجود به سمت تغییرات آینده می‌برد.

 

۳. توانمندی‌های خود کسب‌وکار

گاهی فرصت در بیرون نیست؛ در داخل خود مجموعه ماست. ممکن است کسب‌وکار یک توانمندی داشته باشد که هنوز از آن درآمد ایجاد نکرده است. مثلاً: شبکه توزیع قوی، دانش فنی، دسترسی به تأمین‌کنندگان، برند معتبر، ارتباطات تجاری، ظرفیت تولید، داده‌های ارزشمند، یا نیروی انسانی متخصص. یکی از پرسش‌های مهم توسعه کسب‌وکار این است: چه دارایی یا توانمندی‌ای داریم که هنوز به اندازه کافی از آن ارزش اقتصادی ایجاد نکرده‌ایم؟

 

۴. روابط و شرکای تجاری

بعضی فرصت‌ها به‌تنهایی قابل‌دسترسی نیستند. اما یک شریک مناسب می‌تواند مسیر ورود به بازار، فناوری، مشتری یا کانال جدید را باز کند. به همین دلیل، توسعه کسب‌وکار فقط درباره محصول و بازار نیست؛ روابط و مشارکت‌های استراتژیک هم می‌توانند منبع مهم فرصت باشند.

 

 

هر ایده‌ای فرصت نیست

اینجا یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های مدیریت حرفه‌ای با تصمیم‌گیری هیجانی مشخص می‌شود. ممکن است مدیر با یک ایده جذاب روبه‌رو شود. (این بازار خیلی بزرگ است. این محصول خیلی خوب فروش می‌رود. فلان شرکت با این کار موفق شده.) اما جذاب بودن یک ایده، به معنی مناسب بودن آن برای کسب‌وکار نیست. قبل از اینکه یک ایده را «فرصت توسعه» بنامیم، باید چند سؤال را بررسی کنیم.

 

سؤال اول: آیا مسئله واقعی وجود دارد؟ اگر مشتری مسئله‌ای نداشته باشد، ایجاد تقاضا ممکن است بسیار پرهزینه شود.

 

سؤال دوم: چه کسی حاضر است برای حل این مسئله پول پرداخت کند؟وجود نیاز به‌تنهایی کافی نیست. نیاز باید قابلیت تبدیل شدن به تقاضای اقتصادی داشته باشد.

 

سؤال سوم: چرا ما؟ اگر چندین رقیب می‌توانند همین مسئله را حل کنند، باید بدانیم مزیت ما چیست.

 

سؤال چهارم: اندازه فرصت چقدر است؟ بازار باید از نظر تعداد مشتری، حجم تقاضا، ارزش اقتصادی و قابلیت دسترسی بررسی شود.

 

سؤال پنجم: چه چیزی باید بسازیم؟ آیا توانمندی‌های فعلی ما کافی است یا باید سرمایه‌گذاری، نیروی انسانی، فناوری یا زیرساخت جدید ایجاد کنیم؟

 

سؤال ششم: ریسک چیست؟ هر فرصت، هزینه فرصت هم دارد. منابعی که برای یک مسیر اختصاص می‌دهیم، دیگر نمی‌توانند همزمان در مسیر دیگری استفاده شوند.

 

یک چارچوب ساده برای ارزیابی فرصت

برای اینکه تصمیم‌گیری درباره فرصت‌ها از حالت سلیقه‌ای خارج شود، می‌توان هر فرصت را بر اساس چند معیار ارزیابی کرد: اندازه بازار؛ جذابیت اقتصادی؛ شدت نیاز مشتری؛ مزیت رقابتی؛ تناسب با توانمندی‌های کسب‌وکار؛ سرمایه موردنیاز؛ ریسک ورود؛ زمان رسیدن به درآمد؛ قابلیت توسعه و تکرارپذیری؛ تناسب با جهت استراتژیک شرکت. بعد می‌توان به هر معیار امتیاز داد و فرصت‌ها را با یکدیگر مقایسه کرد.

این کار یک مزیت مهم دارد: به‌جای اینکه مدیر بگوید: من این ایده را بیشتر دوست دارم. می‌تواند بگوید: این فرصت بر اساس معیارهای مشخص، اولویت بالاتری دارد.

 

فرصت خوب چه ویژگی‌ای دارد؟

یک فرصت توسعه مناسب معمولاً پنج ویژگی دارد:

۱. مسئله واقعی دارد. (مشتری واقعاً به آن نیاز دارد.)

 

۲. بازار قابل‌دسترسی دارد. (فقط بزرگ نیست؛ امکان ورود به آن وجود دارد.)

 

۳. مدل اقتصادی دارد. (می‌توان از آن درآمد و سود ایجاد کرد.)

 

۴. با توانمندی کسب‌وکار تناسب دارد. (قرار نیست سازمان برای هر فرصت، از صفر ساخته شود.)

 

۵. قابلیت توسعه دارد. (اگر موفق شد، امکان گسترش آن به مشتری، بازار یا محصول بیشتر وجود دارد.)

 

از فرصت تا تصمیم

یکی از اشتباهات رایج این است که مدیر بلافاصله بعد از شناسایی فرصت وارد مرحله اجرا می‌شود. در حالی که بین این دو مرحله، یک مرحله بسیار مهم وجود دارد: اعتبارسنجی فرصت.

ممکن است از میان ده ایده، فقط دو مورد واقعاً ارزش سرمایه‌گذاری داشته باشند. بنابراین وظیفه مدیر توسعه کسب‌وکار فقط پیدا کردن فرصت نیست؛ بلکه تشخیص فرصت ارزشمند از فرصت فریبنده است.

 

مهم‌ترین سؤال توسعه کسب‌وکار

در نهایت، توسعه کسب‌وکار با یک سؤال اساسی سروکار دارد: از کجا می‌توانیم رشد بعدی کسب‌وکار را ایجاد کنیم؟ اما پاسخ این سؤال نباید بر اساس حدس، هیجان یا تقلید از رقبا باشد. باید از تحلیل مشتری، بازار، توانمندی‌های داخلی، تغییرات محیطی و روابط تجاری شروع شود. بعد فرصت‌ها باید مقایسه و اولویت‌بندی شوند. و در نهایت، فقط فرصت‌هایی که ارزش اقتصادی، امکان اجرا و تناسب استراتژیک دارند، باید وارد مرحله سرمایه‌گذاری شوند.

 

جمع‌بندی

شناسایی فرصت توسعه کسب‌وکار یعنی پیدا کردن هر چیزی که «جالب» به نظر می‌رسد نیست. یعنی پیدا کردن مسیرهایی که بتوانند به‌صورت واقعی و قابل‌اجرا، ارزش جدیدی برای کسب‌وکار ایجاد کنند. بنابراین مسیر درست این نیست: ایده ← اجرا

بلکه: مشاهده ← کشف مسئله ← شناسایی فرصت ← ارزیابی ← اعتبارسنجی ← اولویت‌بندی ← تصمیم ← اجرا

کسب‌وکاری که این مسیر را درست طی کند، به‌جای اینکه دائماً دنبال ایده جدید باشد، یاد می‌گیرد فرصت واقعی را از میان انبوه ایده‌ها تشخیص دهد.

 

کیمیت | کوچینگ بازرگانی و تجارت

رشد پایدار، از دیدن فرصت شروع نمی‌شود؛ از درست تشخیص دادن فرصت شروع می‌شود.